ميرزا حسن حسينى فسايى

714

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

ابو الحسن خان و فرستادگان الكسندر يرملوف به دار الخلافه طهران و رسانيدن عريضه الكسندر در جواب او مرقوم گرديد كه در موعد معين در چمن سلطانيه شرفياب درگاه اعلى گردد . « 1 » و عيد نوروز سنه اودئيل در شب دويم ماه جمادى اول سال 1232 « 2 » اتفاق افتاد و در اوايل اين سنه ، جناب ميرزا زين العابدين كاشانى از وزارت مملكت فارس معزول آمد و آقا محمد باقر كاشانى كه در خدمت نواب حسين على ميرزا ، فرمانفرماى فارس ، اعتبارى داشت به منصب وزارت برقرار گرديد . و در اوايل اين سنه ، فرامين قضا آئين به افتخار نواب نايب السلطنه ، عباس ميرزا وليعهد ، حكمران مملكت آذربايجان و نواب عبد اللّه ميرزا والى خمسه شرف صدور يافت كه در وقت عزيمت سردار و ايلچى مختار روس ، از ابتداى خاك متعلقه به دولت عليه ايران تا ولايت زنجان ، معزى اليه را با احترامى شايان وارد سازند و جناب ميرزا عبد الوهاب معتمد الدوله « 3 » نيز به عزيمت ولايت خمسه مأمور گرديد كه بعد از ورود ايلچى روس در يك فرسخى چمن سلطانيه نازل سازد و در زمان غيبت موكب همايون به لوازم سرور خاطر و مسرت ظاهر و باطن و استطلاع بر ما فى الضمير او پردازد و موكب همايون در روز بيست و هفتم ماه شعبان اين سال : [ 1232 ] « 4 » از طهران حركت فرمود و در روز هفدهم ماه رمضان « 5 » در چمن سلطانيه نزول اجلال نمود و روز ديگر جماعتى را به استقبال ايلچى روس روانه داشته ، به احترام تمام او را وارد ساختند و بعد از ورود به سراپردهء شاهى در چهار مكان به مراسم ركوع و سجود و قيام نمود « 6 » و بعد از اذن روى به خرگاه جهان پناه آورد و چون ايلچى بزرگ به منزلت صورت پادشاه است ، لهذا براى احترام حضرت ايمپراطور روس ، اذن جلوس يافت و معزى اليه از فرط آداب‌دانى ، اندكى نشسته ، بر پاى برخاست « 7 » و نامهء حضرت ايمپراطورى را ، جناب ميرزا شفيع صدر اعظم ، از وى گرفته ، بر تخت مرصع نهاد ، پس از آن ، حضرت خاقان به احضار همراهان او فرمان داد ، بعد از ورود آنها خود ايلچى يكان يكان را معرفى نمود و هريك به قدر رتبه مورد عنايت گرديد ، پس از مرخصى از حضور عود نموده ، در چادر جناب صدر اعظم منزل نمود و بعد از سه روز تحف و هداياى ايمپراطور را از ملاحظه اعليحضرت شاهنشاه گذرانيد و از جمله هدايا ، فيل و هودجى از طلا ساخته ، در پهلوى چپ آن فيل ، جاى كليدى بود كه مانند ساعت كوك مىگشت پس اعضاى آن فيل به حركت درآمده ، انواع آوازهاى خوش از جوف آن بروز مىنمود و بالجمله امناى دولت عليه با ايلچى مختار روس در باب استرداد ولايات متعلقه به ايران كه در تصرف روسيه بود استمزاجى نمودند و همان جوابهائى كه ايمپراطور به حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى گفته بود ، شنفتند ، پس از مدتى ايلچى روس از چمن سلطانيه

--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 535 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 282 . ( 2 ) . برابر با 20 مارس 1817 . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 536 . ( 4 ) . برابر با 12 ژوئيه 1817 . ( 5 ) . برابر با 31 ژوئيه 1817 . ( 6 ) . ( آنگاه كه به خرگاه درآمد چهار جاى سر فروداشت ) ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 290 . ( در چهار مكان و مقام به مراسم ركوع و سجود و برداشتن كلاه و سر برهنه رفتن در پيشگاه اقدام كرد ) روضة الصفا ، ج 9 ، ص 549 . ( 7 ) . در متن : ( خواست ) .